https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/67017

شناسه خبر: 67017
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۵۰

خاطره شماره 1 - شهید احمد عبدالله زاده مقدم

معصومه صادق زاده , همسر شهید : «زندگی ساده ای داشتیم. ایشان می گفتند: ما باید مثل حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) ساده زندگی کنیم. بسیار مهربان بود. هرکاری می کردم از من تشکر می کرد در کارهای خانه، مثل ظرف شستن، غذا پختن و غیره به من کمک می کرد و می گفت: روزی که در خانه هستم به شما کمک می کنم. اوقات بیکاری کتاب می‌خواند، دعا می‌خواند، داستان ائمه (ع) و سرگذشت تاریخ اسلام را می‌خواند. «ایشان می گفتند: شما باید زینب گونه رفتار کنید. وقتی من در جبهه هستم و بچه ها شما را ناراحت کردند، نگران نشوید و بگویید: «یا مقلب القلوب و الابصار» که ذکر خدا آرامش قلب هاست.» محمد عبدالله زاده , فرزند شهید: «پدرم به ما توصیه می کرد که درس بخوانید، نمازتان را سر وقت بخوانید، قرآن بخوانید و مادرتان را اذیت نکنید.» زهرا عبدالله زاده فرزند شهید: «پدرم نسبت به امور تحصیلی ما بسیار دقیق بودند. می گفت: دختر یا پسر فرقی ندارد. باید همه درس بخوانند و به درجات عالیه برسند تا دشمن نتواند حق ما را بگیرد. به ما گفته بودند که دوستان ناباب، بخیل و حسود را به عنوان دوست انتخاب نکنیم.» همچنین می گوید: « از همان کودکی به من نماز را یاد داد و حجاب را به من آموزش داد. گفت: باید تو هم حجاب و اخلاقت همانند حضرت زهرا (س) باشد.» نسبت به حجاب بسیار مقید بود. معصومه صادق زاده ـ همسر شهید ـ نقل می کند: «اگر کسی را می دید که بی حجاب است یا خودش آن فرد را نصیحت می کرد و یا به من می گفت: بروید او را نصحیت کنید به طوری که کسی ناراحت نشود.»