https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/67353

شناسه خبر: 67353
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۵۴

خواب و رویای دیگران درمورد شهید

به روایت از صغری دلاوری : بعد از شهادت پسرم احمد من خیلی گریه می کردم و به سر و صورتم میزدم یکبار رفته بودیم برای بادام ریختن که خوابم برد و خواب دیدم احمد آمد پیشم و گفت : مادر جان چرا اینقدر گریه وبی تابی می کنی ،گفتم چکار کنم گفت : مادر جان اینقدر تو به سرم زدی حالا سرم درد می کند گفتم : من کی تو را زدم من خودم را می زنم گفت : نه تو مرا می زنی به همین خاطر سرم درد می کند .