https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/67672

شناسه خبر: 67672
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۵۹

اولين اعزام

راوی عصمت اصغری: روزی که احمد می خواست از طریق بسیج به جبهه برود، من مانع رفتن او شدم اما هیچ راهی نبود او همچنان پا فشاری می کرد. روزی که می خواست اعزام شود ما نذری برای شاهزاده حسین اصغر داشتیم هرچه به او گفتیم برویم تا شاهزاده او قبول نکرد ایشان بیرون خوابیده بود و چمدانهایش داخل خانه بود من تمام در و پنجره ها را قفل کردم تا او نتواند لباسهایش را بردارد و صبح زود راهی شدیم اما هنوز از درب خانه دور نشده بودیم که او بیدار شد و جلوی ما را گرفت و نگذاشت من بروم و تا موقعی که من در را باز کردم او لباسهایش را برداشت و به جبهه رفت