https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/68013
شناسه خبر: 68013
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۵:۰۴
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی عذرا صدیقی: خواب دیدم فرزندم حسن دارد به سمت من می آید ومن هم ازهیئت برمی گشتم . دویدم جلو و بغلش کردم ودستم را روی موهای سرش کشیدم وموهایش پراز خاک بود و او را بوسیدم به ایشان گفتم: کجا بودی مادرمحرم تمام شد وامشب هم عاشورا بود خیلی دیرآمدی. بعداً روبه من کرد وگفت: مادرجان کربلا بودم برای همین دیررسیدم.