https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/68671
شناسه خبر: 68671
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۵:۱۴
همت در رفع مشکل دیگران
به روایت از علی احمدی فر : یادم است یکبار که هادی از زرق آباد آمده بود خیلی خسته بود به همین دلیل در اتاق دراز کشیده بود. یکی از دوستانش به منزل آمد و گفت: آقای شهابیان هستند؟ گفتم: کدام آقای شهابیان؟ گفت: با آقا هادی کار دارم. من نمی دانستم هادی در منزل است گفتم: نه، هادی بیرون رفته است. بعد از چند دقیقه ای هادی از اتاق بیرون آمد گفت: مادر که بود؟ گفتم: با تو کار داشتند من فکر کردم در خانه نیستی. پسرم خیلی ناراحت شد گفت: مادر شاید بنده خدا از راه دوری آمده باشد درست نبود که من در خانه باشم و شما بگویی که من نیستم.