https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/70230

شناسه خبر: 70230
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۵:۳۶

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی علی مهاجریان: محمد مهدی ستاری در زمان جنگ اولین باری که خانواده ی شهدا را به جبهه برده بودند محمد مهدی همراه آنها رفته بود وقتی که برگشت گفت : درست نیست که خانواده ی شهدا را در این موقعیت به جبهه می برند .بعد از اینکه محمد مهدی به شهادت رسید .یک روز به من گفتند: در اردویی که می خواهند خوانواده ی شهدا را به جبهه ببرند شرکت کنم .نمی دانستم که شهید با شرکت من در این اردو موافق است یا نه در نهایت تصمیم گرفتم در این اردو شرکت کنم .به پدر ومادر محمد مهدی گفتم : شما هم در این اردو شرکت کنید.گفتند : ما توانایی تحمل سختی ها و اذیت های سفر را نداریم. تنها به این اردو رفتم .شب ها به نیت این که شهید را خواب ببینم و از راضی بودن اوبا رفتن من به این اردو اطمینان حاصل می کنم می خوابیدم . ولی متاسفانه شهید به خوابم نیامد .بعد از اینکه از اردو برگشتیم شهید محمد مهدی را خواب دیدم نمی دانستم به شهید چه بگویم گفتم: به پدر ومادرت گفتم همراه من به این اردو بیایند ولی آنها تحمل سختی های اردو را نداشتند .محمد مهدی گفت : از اینکه در اردو شرکت کردی خوشحال هستم والان به دیدنت آمده ام .