https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/70265

شناسه خبر: 70265
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۵:۳۶

خاطره شماره 41 - شهید محمدمهدی ستاری

راوی علی مهاجریان: محمد مهدی ستاری درایام نوجوانی یک روز با محمد مهدی به بازار رفتیم .یکی از دلال ها از زابل یا زاهدان لباس و کاپشن آورده بود.جلو رفتیم و قیمت بکی از کاپشن هایی را که انتخاب کرده بود را سوال کردیم .قیمت آن را گفت ولی خیلی گران بود .محمد مهدی گفت: من این کاپشن را به نصف قیمتی که گفتی حاضرم بخرم .آن بنده خدا شروع کرد به قسم خوردن به خداو ائمه .محمد مهدی گفت: اینقدر قسم نخور ولی او همچنان قسم می خورد.محمد مهدی عصبانی شدو کاپشن را به طرف او پرت کرد.او هم ما را دعوا کردو حسابی ما راکتک زد بعد از این ماجرا به کلانتری رفتیم .رئیس کلانتری واقعیت موضوع را فهمید و ازما طرفداری کرد .