https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/70269
شناسه خبر: 70269
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۵:۳۶
عشق به جهاد
راوی علی مهاجریان: محمد مهدی ستاری یک روز محمد مهدی را دیدم که از عملیات برمی گشت وضعیت ظاهریش خیلی نامرتب بود.با ایشان احوالپرس کردم وخسته نباشیدی به ایشان گفتم .ازمحمد مهدی سوال کردم.کجا هستید؟ چند وقت است که خراسان نرفته اید ؟ از خراسان خبر دارید؟ در جواب سوالهایم گفت : تنها مسئله ای که من درموردش فکر نمی کنم ، همین مساله است.به این که کارم را اصولی تر انجام دهم ، عشق می ورزم و خوشحال هستم که می توانم در این عملیا ت ها شرکت کنم.گفتم : مثل اینکه تازه از عملیات برگشته اید ؟ گفت : بله الان دراین فکر هستم که لباسهایم را سریع بشویم تا بتوانم در عملیات بعدی شرکت کنم .گفتم : شما چند روزی مرخصی بگیرید و به خراسان بروید و از خانواده خبری بگیرید بعد به منطقه برگردید.گفت :تصمیم گرفتم تا زمانیکه عملیات ها پی در پی برگذار می شود .به خراسان نروم و در همه عملیات ها شرکت کنم.