https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/70388

شناسه خبر: 70388
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۵:۳۷

پيش بيني شهادت

راوی صدیقه تون تاب حقیقی: به یاد می آورم دفعه آخری که فرزندم حمید رضا به جبهه اعزام شد به خواهرش گفت: خواهر جان اگر می شود این دفعه را برایم ماکارانی درست کن خواهرش گفت: شرمنده ام حمید جان برنج خیس کرده ام، ایشان گفتند: من آخرین ماکارانی هست که می خواهم بخورم. لطفاً برای امروز درست کن. می خواست برود حمام وقتی که آمد جلوی درب حمام ایستاد من هم در حال پایین آمدن از پله ها بودم او گفت: مادر جان قربانت شوم کی می شود شما را در پله های تالار عروسی ببینم در لابلای این حرفها بود که گفت: این بدن را خوب نگاه کنید. گفت: خواهر جان با شما هستم سرتان را بالا کنید چون این دفعه آخری است که بدن من را مشاهده می کنید. من و خواهرش ناراحت به او اعتراض کردیم و گفتیم این چه حرفی است که می زنید بروید و انشاءالله صحیح و سالم برگردید.