https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/71306
شناسه خبر: 71306
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۵:۵۱
خبرشهادت
به روایت از جواد رمضانی : آنطور که من به خاطر دارم صبح یکی از روزهای آذرماه بود که آن روز با همه روزها فرق داشت چون آنروز ساعت 7 صبح عمو شیرعلی زنگ در خانه ما را به صدا درآورد و ما را به اجبار زودتر از همیشه به مدرسه فرستاد تا موضوع را به مادرم اطلاع بدهند من به مدرسه رفتم و حدودا ساعت 10 صبح بود که در کلاس موضوع را از زبان آقای لنگرودی شنیدم و به یکباره حالت خاصی به من دست داد و با غم فراوان و سراسیمه تا خانه دویدم . مشاهده کردم جمعیت فراوانی در مقابل منزلمان جمع شدهاند و گریه می کنند . مراسم تشییع پدرم ساعت 2 بعد از ظهر همان روز برگزار شد و به یادم می آید مرا به اتفاق تمام افراد خانواده به محل حسینیه روستایمان بردند و پیکر مطهر پدرم را برای وداع آخر به ما نشان دادند و در آن لحظه بود که به معنای واقعی شهادت پی بردم.