https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/71307

شناسه خبر: 71307
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۵:۵۱

لحظه و نحوه شهادت 2

به روایت از حسین پیلتن: در عملیات بیت المقدس 2 قرار بود که ارتفاعی بنام تپه سوزنی را تصرف کنیم بعد از اینکه این عملیات را با موفقیت به انجام رساندیم حدود ساعت 8 صبح بود که دشمن پشت سر هم خمپاره زمانی می زد . و چون در بالای ارتفاع بودیم و در آنجا هیچگونه سنگر و پناهگاهی نبود باعث مجروحیت و شهادت بچه ها می شد ما تا آن زمان در ان عملیات شهید نداده بودیم ولی بعد از موفقیت در عملیات یعنی ساعت 8 به بعد بود که با شلیک خمپاره های زمانی از طرف دشمن تعدادی از بچه ها شهید و تعدادی هم مجروح شدند.در آن عملیات آقای رجب محمدزاده فرمانده ما بود وقتی ایشان شهادت و مجروحیت بچه ها با خمپاره های زمانی را دید من و آقای علی رمضانی را فرا خواند و گفت:بیایید بررسی کنیم و ببینیم که این خمپاره ها از کدام مسیر می آید تا چاره ای بیندیشیم . جلسه مادر کنار یک صخره برگزار شد که من در وسط این دو بزرگوار نشسته بودم یعنی آقای محمدزاده سمت راست من و ایشان در سمت چپ من.به طرف ارتفاع الاغلو نگاه می کردیم و با هم صحبت می کردیم که آنجا دشمن دید داشت و احتمالا از آنجا خمپاره می زد.با آقای رمضانی قرار گذاشتیم که آن بچه هایی که خسته نیستند و از روحیه بالایی برخوردار هستند را برداریم و به ارتفاع الاغلو برویم و آن سنگری که به سمت ما خمپاره شلیک می کند را منهدم کرده و برگردیم.در همین حال که داشتیم صحبت می کردیم که چه کسانی را ببریم کدام دسته را ببریم یا از هر دسته کدامیک از بچه ها را ببریم که یک خمپاره زمانی آمد و بالای سر ما منفجرشد که در اثر آن انفجار آقای محمدزاده مجروح شد و آقای رمضانی به شهادت رسید.