https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/71455

شناسه خبر: 71455
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۵:۵۳

لحظه و نحوه شهادت 1

به روایت از سیدمحمسن رضوی : نده راننده ی تراکتور هستم و برای کار به روستای مومن آباد رفتم و پسر صاحب کار گفت که پدر من و برادر شهید شما سیدکاظم در جبهه با هم بوده اند، کار را تعطیل کردم و از ایشان خواستم تا عین واقعیت جریان شهادت برادرم را بازگو کند و ایشان هم شروع کرد به گفتن که: من جزء گروه حمل مجروحین بودم در منطقه عملیاتی رمضان که در 21 ماه مبارک رمضان شروع شده بود یک پلی بود که نیروهای عراقی آن پل را منهدم کردند و ما ماندیم و نتوانستیم از پل عبور کنیم و یک گردان از نیروهای ایرانی در محاصره ی عراق قرار گرفت به سیدکاظم رسیدم و متوجه شدم که سیدکاظم و حسین ماهی از روستای مومن آباد زخمی شده اند و بر روی زمین افتاده اند هر چه به آن دو اصرار کردم که می آیید به اورژانس ببرمتان چون از شما خون زیادی رفته امکان دارد از بین بروید اما گوش نکردند و گفتند جلو بروید کسانی هستند که از ما واجب ترند و مجروحیتشان بیشتر است بعد یکی از مجروحین را داخل برانکار کردیم که یک دفعه متوجه شدم هلی کوپترها و هواپیماهای عراقی منطقه ای که سیدکاظم و حسین ماهی آن جا بودند را گلوله باران کردند رفتم پیش هر دوی آنان ، سیدکاظم گفت: مجروحیت ما سخت است و بردن ما دشوار فقط ما را به سمت کربلای امام حسین علیه السلام کنید می خواهیم به امام حسین علیه السلام سلام بدهیم. در همان حال شربت شیرین شهادت را نوشیدند.