https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/71456
شناسه خبر: 71456
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۵:۵۳
خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از فاطمه رضوی : هنوز تا چهلم برادرم سید کاظم رضوی ده جمالی چند روز مانده بود که ایشان را در خواب دیدم . با لباسهای جبهه و با شهید خالقی که دوست و همرزم ایشان بود و با هم به شهادت رسیده بودند به خانه آمد بعد از سلام و احوالپرسی به او گفتم: برادرجان شما کجا بودید؟ و چرا تا حالا به خانه نیامدی؟ ایشان در جواب من گفت: من همه این روزها در کنارتان بودم. فقط شما نمی توانستید مرا ببینید. بعد ادامه داد که چرا لباس مشکی پوشیده اید من که نمرده ام. من شهید شده ام و برای شهید که نباید لباس مشکی پوشید و گریه کرد بعد یک دست لباس روشن برای من آورد و گفت لباس مشکی ات را از تن بیرون کن و این را بپوش من در همان لحظه از خواب پریدم. روز بعد به خانواده ام گفتم : که لباسهایتان را عوض کنید چون برادرم دیشب سفارش کرده است.