https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/71476

شناسه خبر: 71476
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۵:۵۳

حسن برخورد

به روایت از ن.م سیدآبادی : در یکی از روزهای گرم مرداد ماه _ به قولی فصل خرما پزان _ برق منزل ما قطع شده بود و آب هم مرتب قطع شده بود . بعد از یکی دو ساعت طاقتم تمام شد .( البته بیشتر به فکر حمزه بودم ) به تلفن همگانی رفتم تا به آقای تقی تلفن بزنم ، تلفن خراب بود . سوار تاکسی شدم و به دفتر قرارگاه رفتم . آقا تقی آنجا نبود با اوتماس گرفتند و مشکل را به او گفتند :من منزل رفتم و منتظر ترتیب اثر مسئله شدم .در همان موقع یاد خاطره ای از آقای تقی شدم که می گفت : وقتی که رزمنده ها گرما به آنها فشار می آورد در جلوی سنگر حوض آبی درست می کردند تا باد از روی آب بگذرد و مانند کولر عمل کند تا هم از نظر روحی تسکین دهنده و هم از نظر جمعی خوب باشد . بعد من هم لگنی را پر از آب کردم ودر جلوی درب اتاق مقابل باد قرار دادم و همزه را داخل آب گذاشتم تا گرمای زیاد مریضش نکند . این وضعیت تا ساعت 2 بعد الظهر ادامه داشت تا اینکه برق وصل شد .شب که آقا تقی به منزل ما آمد گزارش روزانه را به او دادم با لبخند رضایت بخشی گفت : خوب است .منزل ما یک سنگر رزمنده شده و با آب و هوای جبهه کمی آشنا شدی و این باعث خود سازی انسان می شود .