https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/71480

شناسه خبر: 71480
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۵:۵۳

تحلیل ها و آموزش های نظامی

به روایت از سیدحسین نمازی : روزی که جنگ شروع شد به اتفاق یکی از برادران دیگر جهاد برای تشکیل شورای روستایی به یکی از روستاها رفته بودیم. وقتی به بخش فیض آباد رسیدیم دیدیم بخشدار در اتاقی که مستقر است برقها خاموش است. فکر کردیم اتفاق خاصی افتاده است که برق قطع شده است. پرسیدیم چی شده است؟ گفت: خبر نداری؟ گفتم: نه. گفت صدام حمله کرده است. ماشین ما رادیو نداشت،‌یک رادیوی کوچکی گرفتیم و به تربت برگشتیم. نرسیده به تربت این سخن امام را رادیو پخش کرد که فرمودند سیلی به صدام بزنید که نتواند از جایش بلند شود وقتی وارد جهاد تربت شدیم دیدیم سید محمد تقی رضوی تمام بچه های جهاد را جمع کرده و دارد با آنها صحبت می کند. پرسیدم چه شده است آقای رضوی؟ گفت جنگ است، آماده باشید. هم برق رفته بود آقای رضوی گفتند شب ها باید نگهبانی بدهیم. با سپاه صحبت کردند و تعدادی اسلحه ی ام یک گرفتیم و آقای رضوی اسلحه ها را تقسیم کرد و خودش نیز کشیک می داد و به کسانی که آموزش نظامی ندیده بودند می گفت باید آموزش نظامی ببینند. تعدادی از بچه ها که آموزش ندیده بودند را آموزش داد. فردای آن روز بچه های سپاه را در خوابگاه جهاد جمع کرده بودیم و من و آقای رضوی برای آنها صحبت کردیم که برادر ها باید برویم و الان کیان مملکت و اسلام در خطر است و تعداد زیادی از بچه ها اعلام آمادگی کردند.