https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/71531

شناسه خبر: 71531
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۵:۵۳

اعتقاد به ولایت 5

به روایت از اشرف السادات سید عبادی : سید محمد تقى با اتمام تحصیلاتش در انستیتو مشهد به خدمت سربازى رفت، اما هنوز چند ماهى از دوره سربازى او نگذشته بود که امام فرمان فرار از سربازخانه‏ها را صادر نمود. به دنبال این فرمان سید محمد تقى نیز از پادگان فرار کرده، به خانه آمد و در حالى که نفس، نفس مى‏زد رو کرد به من و گفت: "مادر! من از پادگان فرار کرده‏ام" براى یک لحظه تکانى خوردم و سپس تحت احساس مادرانه گفتم: اگر تو را بگیرند تیرباران مى‏کنند. اما او با خونسردى مسایل را برایم توضیح داد که از شنیدن حرفهایش قدرى آرام گرفتم: پس از این گفتگو او بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و آماده بیرون رفتن از منزل شد. من ازاو خواستم که مدتى را در خانه بماند تا قدرى قیافه‏اش تغییر کناد و شناخته نشود اما او تنها با یک جمله مرا به خود آورد و همراه با لبخندى گفت: "مادر! من فرار کرده‏ام تا فعالیت کنم و اعلامیه‏هاى حضرت امام را پخش کنم. من فرار کرده‏ام تا به جاى اینکه مقابل مردم بایستم، در کنارشان باشم. مادر! من فرار کرده‏ام که در خانه بمانم." این جملات محمد تقى در من تأثیر عمیقى گذاشت بطورى که مرا از گفته‏ام پشیمان کرد او ضمن رفتن بار دیگر رو به من کرد و ادامه داد: "اگرکسى با لباس سربازى سراغ من آمد فوراً او را به داخل راهنمایى کن تا پس از این که لباسش را عوض کرد بتواند به خیابان بیاید."