https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/71730

شناسه خبر: 71730
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۵:۵۶

لحظه و نحوه شهلادت

به روایت از ابوالفضل قشقائی : در قسمتی از شلمچه دشمن آب رها کرده بود و منطقه ما را آب فرا گرفته بود . شهید حمید رضایی در همین منطقه به شهادت رسید . او از نیروهای رزمی تخصصی آموزشگاه شهید مارچعی در دوره های بستان و موسیان بود این شهید بزرگوار یادم نمی آید که از ما چیزی در خواست کرده باشد . مردی استوار و قانع بود و تا لحظه شهادت هیچگاه نماز شبش تر ک نمی شد . ما از اول ورود او به آموزشگاه شاهد حسن خلق او بودیم بسیار اخلاق خوبی داشت و هنوز نگفته بود که از خانواده شهید است و در تربیت معلم قبول شده است . هنگام صبح بود که به او گفتم : برو ، گفت : به آنجا نمی رسم . همراه دوستانم می روم و شب زمانی که در طول خط کار می کردیم یکدفعه متوجه شدم که این شهید به زمین افتاده و حتی صدای کمک خواستن از ایشان نمی آید. به او گفتم : چطوری ؟ گفت : آنچه به تو گفتم دیشب خواب دیدم من رفتم و در این بین بود که دستش را گرفتم و گفتم : شفاعت ما یادت نرود. گفت : خداوند خودش همه ما را شفاعت کند. ما راهی را انتخاب کردیم که حسین ( ع ) 1400 سال پیش انتخاب کرده بود من آمدم تا قبر حسین را زیارت کنم اگر نرسیدم شما بگوید یک عاشقی در دشت شلمچه بود به نام حمید که دوست داشت قبر شش گوشه ات را بغل کند.