https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/71988
شناسه خبر: 71988
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۰۱
تولد و کودکی 2
به روایت از رقیه بلوکی : قبل از تولد حسین علی یک شب در خواب دیدم در یک میدان بزرگ حیران و سرگردان شده ام به هر طرف که می دیدم هیچ چیز جز بیابان خشک و صدای گریه و ناله خودم نمی شنیدم در حال دویدن بودم که ناگهان اطاق سفیدی را که بیرون و داخل آن برق می زد دیدم با خوشحالی وارد آن شدم و به ائمه اطهار متوسل شدم و با صدای بلند فریاد زدم یا حسین یا سید الشهدا به فریادم برس ناگهان دستی از میان مقبره ای طلایی بلند شد و گفت : لبیک یا حسین و من سه مرتبه ای این حرف را تکرار کردم و او نیز به من جواب داد لبیک یا حسین و صبح آن روز که از خواب شب گذشته ام خیلی خوشحال بودم آن را برای شوهرم تعریف کردم و بعد از دو شب خداوند فرزندی به من داد که نامش را حسینعلی گذاشتیم .