https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/72025
شناسه خبر: 72025
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۰۱
خواب و رویای دیگران درمورد شهید 2
زمانیکه در عراق اسیر بودم یک سر دردی داشتم که خوب نمیشد و خیلی اذیت میشدم و ناراحت بودم یک شب خواب دیدم که یک نفر هم که خیلی نورانی است در روبه رویم ایستاده و چیزی شبیه به قرص مسکن در دستش است و قرص را نصف کرد و گفت بگیر و بخور تا سر دردت خوب شود من از او گرفتم و خودم بعداً پرسیدم که شما کی هستی ؟ حالا دیگر مرا نمیشناسی چقدر زود فراموش کردی من محسن هستم بعدش گفتم محسن معلوم است کجایی خیلی وقت است که تو را ندیدیم گفت من در جای خوبی هستم بله در حالیکه خیس عرق شده بودم از خواب بیدار شدم .