https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/72330
شناسه خبر: 72330
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۰۶
جهاد با نفس
به روایت از حسین رحیمی یزدی : روز عاشورا بود که از مراسم سینه زنی برگشتیم و به مسجد محل رفتیم که ناهار بخوریم . زمانی که ما رسیدیم ، عده زیادی قبل از ما پذیرایی شده و رفته بودند . ما سر سفره نشستیم و منتظر ماندیم تا برایمان غذا بیاورند . مقداری غذا در بشقابی مانده بود که از روی سفره جمع نشده بود . مهدی همان اندک غذای نیم خورده را صرف کرد و بلند شدکه برود . گفتم : مهدی صبر کن ، غذا بیاورند . گفت : برای من همین کافی است . این جریان مرا تکان داد.