https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/72383
شناسه خبر: 72383
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۰۷
خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2
به روایت از زهرا ازدی :مادر مدتی بود که از غم شهادت فرزندم محمد حسن و برادرم غمگین وناراحت بودم و سکته کرده بودم و در خانه بستری بودم به حدی که دیگر شوهر و فرزندانم تحملم را نداشتند یک دفعه خواب دیدم برادر و فرزندم محمد حسن به ملاقاتم آمدند برادرم گفت پاشو خواهر جان دنبال کارهای زندگی و فرزندانت وهمسرت باش و محمد حسن گفت دستت را به من بده و بلند شو ، تا حرکت کردم از خواب بیدار شدم و دیدم که هیچ کس نیست اما حال و روحیه ام بهتر و خوب شد و دیگر از مریضی خبری نبود .