https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/72550
شناسه خبر: 72550
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۱۰
آرزوي دوم
به نقل از همسر شهید:
برادري نداشتم که در جبهه حضور يابد از اين رو دوست داشتم با يک جانباز ازدواج کنم تا ايفاگر نقشي هر چند کم رنگ در دفاع مقدس باشم. خواستهام زماني محقق شد که سعيدرضا به خواستگاريام آمد. شانزده سال بيشتر نداشتم و خانوادهام چندان به اين امر موافق نبودند. بعد از تحقيقات و با توجه به شناختي که از معرّف ايشان داشتيم، پذيرفتيم.
با شروع زندگي مشترکمان ميديدم که اثرات جانبازي تأثيري بر فعاليتهايش ندارد و کارهايش طبق برنامه است حتي غذا خوردن، خوابيدن و عبادتش و يا مطالعه کردنش.
خيلي زود آرزوي پدر شدنش برآورده شد اين در حالي بود که با مساعد نبودن وضعيت جسميام تمام کارهاي منزل را انجام ميداد و حتي برايم غذا ميپخت و از من پرستاري ميکرد.
زندگي را اينگونه باور داشتم بدون هيچگونه تغيير ديگري تا اينکه آرزوي دوم او برآورده شد و در حالي که فرزندمان 27 روز بيشتر نداشت سعيدرضا شهادت را لبيک گفت.