https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/72572

شناسه خبر: 72572
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۱۰

اولین اعزام

به روایت از محمدعلی ذوالفقاری : روزی که می خواستند محمد حسین را از پادگان قدس اعزام کنند ما به بدرقه ی او رفتیم و همراه او بودیم تا راه آهن آنها پیاده می رفتند و ما با ماشین آهسته دنبال آنها می رفتیم . در زیر درخت ها و راه آهن با مادرش نشسته بودیم و ایشان نزد ما آمد . در حالی که مادرش گریه می کرد به مادرش گفت : گریه نکن . فرض کن که مرا نداشته ای . چرا غصه می خوری .