https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/73758
شناسه خبر: 73758
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۲۹
بیا دعا
به نقل از همسرشهید:
شور و علاقۀ عجيبي براي حضور در جبهه داشت و از اين بابت هميشه در فکر بود. مرتب به من ميگفت که من پس از گذراندن دورۀ آموزشي به جبهه ميروم.و من نه در کارش نميآوردم.سن زياد، فرزندان متعدد و مجروحيتها مانع از حضور مستمر ايشان در جبههها نشد. ادعايي هم نداشت. ميگفت که من افتخاري آمدهام، نه براي پول و کسب منصب.زماني که به کردستان ميرفت، يکي از اعضاي خانواده به ايشان گفت: «شنيدهام ظروف چيني در کردستان قيمت مناسبي دارد، تهيه نميکنيد؟»با بردباري گفت: «من براي تجارت نميروم وقتي خواستم براي تجارت بروم، همه چيز ميآورم.»