https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/73764

شناسه خبر: 73764
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۲۹

خاطرات جنگی

به روایت از ن.م خزان گلاری : حدودا روزهای65/10/21 بود صبح در کانال هایی که قبلا در دست دشمن بعثی بود با همسنگرانمان در خواب عمیقی فرو رفته بودیم که ناگهان یکی از برادران بسیجی فریاد زد : گاز گاز .. من و دوستم محمدرضا جعفرزاده از خواب بیدار شدیم و با زدن ماسک های خودمان فوری بیرون آمدیم که متوجه شدیم دشمن خمپاره شیمیایی زده بود خلاصه بعد از دفع آلودگی در حال شیرینی و کیک که اهدائی مردم حزب ا... بود ناگهان هواپیماهای دشمن در آسمان منطقه عملیاتی کربلای 5 پدیدار شدند و بعد از دقایقی برادران پدافند موفق شد که یکی از آنها را مورد هدف قرار دهند با دیدن این صحنه به نگاه با گفتن کلمه ا... اکبر به یکدیگر تبریک گفتیم و این لحظه برای من یک خاطره بسیار بیاد ماندنی و شیرین است که هرگز فراموش نمیشود .