https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/74365

شناسه خبر: 74365
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۳۷

تواضع و فروتنی

به روایت از حسین حمیدی : روزی آقای حمیدی مجروح شده بود و خونریزی خفیفی داشت. به دستش اشاره کردم و گفتم:" برادر دستت زخمی شده؟" تا به دستش نگاه کرد و دید خونریزی دارد بلافاصله دست دیگرش را روی زخم گذاشت. گفتم:" مؤمن خدا بگذار چند قطره از خونت روی این زمین مقدس ریخته شود." گفت:" نه من نمی خواهم خونم، بیهوده هدر رود باید در راه انقلاب و در نبرد با دشمن ریخته شود." از حرفی که زده بودم پشیمان شدم و با خودم گفتم:" عجب او چگونه فکر می کند ما چطور؟"