https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/74380
شناسه خبر: 74380
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۳۷
تقید به نماز
به روایت از محمد ابراهیم حجی پور : به یاد دارم بعد از عملیات کربلای 5 هنگام شب از شلمچه حرکت کردیم تا صبح در جلسه ای که محمد مهدی در اهواز داشت شرکت کنیم. مقداری از راه که طی شد ـ با توجه به شرایط عملیات که یکی دو شب اصلاً نخوابیده بود ـ خوابش گرفته بود. نیمه های راه ماشینش را نگه داشت و گفت:" دیگه چشمهایم نمی بیند" شما پشت فرمان بنشینید. بعد به پشت وانت تویوتا رفت و خوابید ولی قبل از اینکه بخوابد گفت:" یادت باشه هنگام اذان صبح هرجه که رسیدیم مرا بیدار کن تا نماز بخوانم." و بعد خوابید دوباره به سمت اهواز حرکت کردیم تا اینکه به پادگان اهواز رسیدیم هنوز یکربع به اذان صبح وقت باقی بود. آماده شدم برای نماز هنگامیکه به پشت وانت رفتم تا محمد را بیدار کنم دیدم ایشان بیدار شده است و آماده می شود برای وضو گرفتن. گفتم:" من هنوز تازه آمدم شما را بیدار کنم." گفت:" نه فهمیدم وقت اذان است بیدار شدم." نمازمان را که خواندیم، ایشان دوباره به پشت وانت رفت و گفت: من می خواهم استراحت کنم دیکه معلوم نیست کی بیدار شوم. صبح ساعت 7 جلسه دارم، بیدارم کنید. من هم خودم در داخل ماشین به استراحت پرداختم. وقتی بیدار شدم و ساعت را نگاه کردم دیدم ساعت 15|7 دقیقه صبح است. هراسان از ماشین پیاده شدم تا ایشان را بیدار کنم ولی وقتی چادر وانت را کنار زدم دیدم ایشان در آنجا حضور ندارد از بچه هایی که اطراف ماشین بودد سراغ محمد مهدی را گرفتم در جواب گفتند:" صبح ساعت حدوداً 45/6 بیدار شد و با عجله رفت." آنجا بو که با خودم گفتم:" ببین این دیگه چه حور آدمیه. با تمام اینکه دو شبانه روز نخوابیده و در منطقه عملیاتی بوده ولی تمام این خستگیها را بخاطر خدا تحمل می کند و هرگز نمی گذارد نه نمازش و نه کارهایی که برای پیروزی اسلام می کند عقب بیفتد.