https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/74630
شناسه خبر: 74630
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۴۱
عشق به ائمه اطهار (ع)
به روایت از علی حسینی : پسرش رفته بود از سپاه لباس گرفته بود برای رفتن به جبهه وقتی که آمد خانه همسر سید حسین گفت پسرم لباسهایت را بپوش که من و پدرت ببینیم. وقتی که لباسها را پوشید سید حسین گفت پسرم یک چند قدمی راه برو تا قامتت را ببینم وقتی پسرش سید محمود لباسها را پوشید اشک از چشمان سید حسین جاری شد بعد همسرش گفت شما که صبور بودید و همیشه می گفتید که من در برابر حوادث ایستادگی دارم بعد سید حسین گفت من از رفتن پسرم ناراحت نیستم بلکه به یاد جد غریبم امام حسین (ع) افتادم آن زمانی که جوانش حضرت علی اکبر را می خواستند به میدان نبرد بفرستد. بعد هم به پسرش گفت برو جبهه که شهید می شوی و من هم بعد از تو به شهادت می رسم و همین طور هم شد.