https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/74652
شناسه خبر: 74652
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۴۱
امدادهاي غيبي
راوی محسن جمشیدی: من یادم هست یک دفعه در این راه که داشتیم می آمدیم یک لحظه احساس کردم که عراقی ها موشک زدند. بعد دیدیم که ما در برد موشک عراق نیستیم. خدایا این چه صدایی است که دارد می آید. یک وقت دیدیم که مار کبری است که بلند شده است. و الان است که ما را بزند. ما سوار اسب بودیم. خوب حالا به امر الهی این مار به ما آسیبی نزد و رفت.