https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/74672
شناسه خبر: 74672
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۴۱
تدبير نظامي و مديريت
راوی علی اکبر سرابیان: موقع عملیات والفجر مقدماتی سید علی حسینی به من گفت : چون عملیات در پیش است به یکسری وسایل نیاز دارم که باید ازخیابان فردوسی از مغازه یک پیرمرد مسیحی خریداری شود و کسی را می خواهم که بتواند این ماموریت را تا فردا شب انجام دهد من نیز این ماموریت را قبول کردم و با تحویل گرفتن یک دستگاه تویوتا وانت راه افتاد و به آدرس مذکور مراجعه کردم . سید علی وسایل مورد نیاز را در پاکتی در بسته به من داده بود . وقتی آنرا به طرف دادم ذره بینها و کاغذهای مخصوصی را بسته بندی کرد و به من داد و درخواست پولش را کرد . من هم پول را داده وبلافاصله حرکت کردم و با دو سه ساعت تاخیر خودم را به بازارچه رسانده و وسایل را به آقای اکبرزاده تحویل دادم و به دنبال آقای حسینی بودم گفتند : قرارگاه تاکتیکی هستند . بعد نزد آقای حمید نیا که فرمانده لشگر بود رفتم ایشان هم نبودند بعد از چند ساعتی که منتظر شدم آقای حمید نیا آمد و به من گفت : برادران ، رضوی پیروی و کوهستانی را با ماشین به عقب ببر من هم آنان را سوار کردم و در کنار رودخانه که تیپ در آنجا مستقر بود بردم و و مجدداً برگشتم . در همین فاصله آقای حسینی برگشته بود و خیلی هم ناراحت بود ولی من از علت ناراحتی ایشان سوال نکردم شب بعد با یک عده ای جلسه گذاشتند که در آن جلسه مکان عراقی ها را که توسط عکسهای هوایی مشخص شده بود تشریع کرده و به سوالات برادران پاسخ دادند بعد از عملیات به اتفاق هم به بندر گناوه رفتیم تا وسایلی که برای کارشان سفارش داده بودند تحویل بگیرند .