https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/74680

شناسه خبر: 74680
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۴۱

امدادهاي غيبي

راوی سید کاظم حسینی: زمانیکه شهید سید علی را به معراج شهدای باختران انتقال داده بودند جهت بهره گیری از پیکر مطهرش به معراج رفتیم. وقتی چهره نورانی او را دیدم از خود سئوال کردم ما کجا هستیم و این عزیزان کجایند؟ بعد پیکر شهید را با ماشین به همدان منتقل کردیم. به خاطر برف سنگینی که آمده بود جاده بسیار لغزنده بود. در فرودگاه همدان حدود یک ساعت منتظر شدیم تا هواپیمای مورد نظر بنشیند که شهید را به مشهد منتقل کنیم. حاج آقا موحدی که آن زمان فرمانده منطقه بود گفت: با این برفی که آمد هیچ خلبانی جرأت نمی کند بنشیند. ما باید شهید را زمینی منتقل کنیم. همان موقع هواپیمای سپاه رسید و چون زمین پوشیده از برف بود، برج مراقبت به او اجازه نشستن نمی داد. وقتی آمد بنشیند همه می گفتند: برای او سانحه پیش خواهد آمد و منجر به کشتنش خواهد شد. بالاخره خلبان هواپیما را نشاند. یکی از مسئولان فرودگاه که سرگرد بود گفت: از نظر من که پانزده سال کار فنی هواپیما را به عهده دارم، نشستن هواپیما بر روی زمین صاف و بدون لغزش امکان ندارد ولی ایشان بدون انحراف به راحتی روی زمین نشست. این هواپیما را باید یکی از روی آسمان گرفته باشد و روی باند گذاشته باشد. وقتی خلبان پایین آمد با آقای موحدی آشنا بود. حاج آقا از او سئوال کرد: چگونه با این وضعیت نشستی؟ گفت: از تهران به من گفتند: پیکر یکی از سرداران را باید از همدان به مشهد ببرید. وقتی آمدم برج مراقبت اجازه ورود نداد. خواستم برگردم مجدداً از برج خواستم با مسئولیت خود بنشینم. ولی خودم نیز نفهمیدم چگونه هواپیما را کنترل کردم. بعد با همان هواپیما پیکر مطهر شهید را به مشهد منتقل کردیم.