https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/74688

شناسه خبر: 74688
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۴۱

خاطره شماره 37 - شهید سیدعلی حسینی ابراهیم آبادی

راوی سید عباس حسینی: ما در تیپ حرکه بودیم ده تا از این بادگیرهایی بود بنام اسپلت . ظاهرا این ها بادگیرهای جالبی بود که گرمای خیلی زیادی داشت و چیزهای خیلی جالب وسبکی بود که به درد نیروهای شناسایی می خورد. ده تاازاینها رابه ماداده بودند ، اماایشان این بادگیرهارا برای نیروهایی که در ماووت والاغلو وگردرش به شناسایی می رفتند ، درنظر گرفته بود .در تیپ حر فردی تدارکات آنجا را به طور موقت بعهده گرفته بود ما درمنطقه بودیم ، یکدفعه دیدیم ایشان یکی ازآنها راپوشیده است. شهید حسینی همانجا با ایشان برخورد کرد ، البته نه درجلوی ما ، دیدیم که ایشان رفت وهمانجا لباس رابا یک لباس معمولی عوض کرد. شهید حسینی به ایشان گفته بود: این سهم من وتو نیست .خودش هم نپوشید این فقط سهم نیرویی است که جلو می رود. شما اورکت بپوش چه اشکال دارد. نیرویی که می خواهد دربرف 10 کیلومتر ، 15 کیلومترراه برود، باید این بادگیر رابپوشد ، نه شما.