https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/74710
شناسه خبر: 74710
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۴۱
قناعت و صرفه جويي
راوی علی اکبر سرابیان: یک روز قرار شد سید علی و معاونشان آقای اکبرزاده مأموریت برویم. آقای اکبرزاده جهت مایحتاج راه 10 قرص نان و 6 یا 7 عدد کنسرو در چفیه ای بسته و داخل ماشین گذاشته بود. سید علی پشت فرمان نشست و از من پرسید داخل چفیه چه هست؟ گفتم: نمی دانم، اگر اجازه می دهید. چفیه را باز کنم؟ گفت: باز کن. من نیز بسته را باز کردم و دیدیم 10 قرص نان و 7 عدد کنسرو در آن باشد. سید علی به من گفت: اینها را برای چه برداشتی ؟ گفتم: من بر نداشتم و نمی دانم مأموریتی که می خواهید بروید چقدر طول می کشد. بعد رو به آقای اکبرزاده کرد و گفت: چند نفر این مأموریت را می روند، آقای اکبرزاده گفت: سه نفر، آقای حسینی گفت: برای سه نفر یک کنسرو کفایت می کند. چرا اینها را برداشتی؟ بالاخره خودش با ناراحتی سه قرص نان و دو عدد کنسرو برداشت و بقیه را به داخل کانتینر برد. بعد با آقای اکبرزاده صحبت کرد تا اگر از او ناراحتی به دل گرفته است رفع شود و بعد هم به شکل نصیحت به او گفت هر چیزی باید قناعت کنی و اگر قناعت داشته باشی موفق خواهی بود.