https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/74751

شناسه خبر: 74751
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۴۱

تلاش و پشتکار

راوی محسن جمشیدی: آن روزهای آخر کار ما بود. به اصطلاح مأموریت ما تقریبا به اتمام رسیده بود و شهید بزرگوار پیش کسوت بچه های اطلاعات شهید حسن باقری و فرمانده عزیزمان آقا رحیم صفوی و شهید بزرگواربقایی و دو ، سه تا از این بچه های جنگ برای چک نهایی کار و توجیه نهایی کار و صدور دستور عملیات آنجا آمدند از جمله افراد شهید باقری و آقا رحیم صفوی بودند که ما یک پایگاهی داشتیم و بنا بود ما اینها را آنجا ببریم ، آمده بودند داخل پایگاه وبنا بود بروند پشت دوربین و نسبت به منطقه ای که ما چک کردیم توجیه شوند شهید حسینی هم همراه این برادرها به عنوان فرمانده مستقیم ما تشریف داشتند ، من یادم هست که چون بنا بود اینها به نوبت هر پنج دقیقه به پنج دقیقه حالا هر چقدر زمان می برد ، زمان زیاد مهم نبود . به نوبت پشت دوربین قرار بگیرند که در آن محل شلوغ نشود و عراقی ها نبینند . وقتی که شهید باقری رفت ، پشت دوربین قرار گرفت ، آقا رحیم انگار یک فرصتی پیرا کرده بود که یک لحظه استراحت کند ، خوابش برد . اصلا خوابید ، وقتی آقای باقری دوربین را رها کرد که پایین بیاید ، ما به محض این که او شروع کرد به پایین آمدن از آن مقری که داشتیم آقا رحیم را صدا زدیم که آقا رحیم بلند شو . اصلا انگار که ایشان قرنهاست در همین چند لحظه خوابیده است . آقا رحیم بلند شد و رفت که بااصطلاح توجیه بشود . می خواهم بگویم که در خیلی جاها استراحت برادران این گونه بود . یک زمانهای مرده ای را آن طوری زنده اش می کردند اینجا استراحت می کردند تا وقت دیگر بتوانند به کارشان برسند و از جمله شهید حسینی که از همین زمانها استفاده می کرد برای استراحتش و بیشتر تلاش می کردند .