https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/74763

شناسه خبر: 74763
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۴۱

محبت و مهرباني

راوی علی اصغر امینی: آخرین مرتبه ای که ایشان را دیدم وقتی بود که برای گرفتن خانه قرعه کشی کرده بودند و قرعه به نام ایشان نیز در آمده بود . با ایشان رفتیم و خانه را دیدیم و ایشان گفت: برویم تا شیرینی خانه را به شما بدهم . رفتیم طرقبه و با هم بستنی خوردیم .خانم من می خواست ازماشین پیاده شود که پایش زیر لاستیک ماشین رفت و آنجا کمی اذیت شدیم . سید علی رفت و از ایشان دلجویی کرد و گفت: شما را به بیمارستان ببرم و بعد رفت و کباب خرید . فکر می کنم که دیگر آخرین باری بود که ایشان را ملاقات کردم و بعد از چند روز خبر شهادتش را آوردند .