https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/74773
شناسه خبر: 74773
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۴۱
تقيد به نماز
راوی لیلا قلی زاده: سید علی به نمازش خیلی اهمیت می داد همیشه سعی می کرد نمازش را اول وقت بخواند . یک روز نماز ظهرش را خواند و به من گفت : نماز عصرم را نخوانده ام ، شما به من یاد آوری کن . گفتم : چشم . آن روز خانه ی خاله اش میهمان بودیم . آنجا که رفتیم چند نفری دور هم نشسته بودند و سید علی هم پیش آنها نشست و شروع به صحبت کردند . همه ی آنها گرم صحبت شده بودند . هر چه علی را صدا می زدم تا به خانه برویم متوجه نمی شد . از طرفی هم فراموش کردم که نماز عصرش را هنوز نخوانده است . یک دفعه به ذهنم آمد که می باید به او یاد آوری می کردم که نماز عصرش را بخواند . این امر بهانة خوبی را به دستم داد تا او را از جا بلند کنم . او را صدا زدم و گفتم : علی آقا نماز عصرت را نخوانده ای . از جا پرید و دستی بر پیشانی اش زد و گفت : خاک بر سرم ، دیدی که فراموش کردم نماز عصرم بخوانم . به او گفتم : همین است دیگه ، وقتی دور هم می نشینید و بحث های سیاسی می کنید ، همه چیز را فراموش می کنید .