https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/75073

شناسه خبر: 75073
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۴۵

لحظه و نحوه شهادت

به روایت از زهرا رجایی : یادم هست سال گذشته یک روز که بر سر مزار پسرم محسن حسین پور عرب رفته بودم متوجه شدم یک جوان که هم سن و سال پسرم بود با همسرش به نزد من آمدند و سر مزار پسرم نشستند وقتی از او پرسیدم چه کسی هستید؟ گفت یکی از دوستان و همرزمان محسن هستم بعد از چند دقیقه ای که نشست خاطره ای از او برایم تعریف کرد که محسن همیشه در رزمهای شبانه شرکت می کرد یک شب که همراه او در رزم شبانه شرکت کردم در حال راه رفتن بودیم به او گفتم شما نمی ترسید که یکی از تیرهایی که مثل باران از آسمان می بارد به شما اصابت کند ایشان در جواب من گفت تیری که به نام من ثبت شده است به من می خورد حالا هر چه خواسته باشد تیر بیاید قسمت هر کس را خدا مشخص می کند اتفاقا همان شب در حال پیش روی بودیم که گلوله خمپاره منفجر شد و ترکش به پهلویش اصابت کرد و در همان جا به مقام والای شهادت دست یافت.