https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/76055
شناسه خبر: 76055
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۶:۵۸
ناظر و شاهد بودن شهید بر تمامی امور
به روایت از فاطمه جعفر زاده : حدود ِیک سال بعد از شهادت فرزندم عده اِی قصد رفتن به سورِیه را داشتند. من هم گفتم مِی خواهم بروم.شوهرم گفت ما که پول ندارِیم چطور مِی خواهِی بروِی؟ . شب همانروز خواب دِیدم فرزندم حسن ِیک اتوبوس بزرگ آورده است و به من گفت مادر جان چرا سورِیه نرفتِی؟ گفتم پدرت گفته پول ندارِیم.گفت بلند شو من خودم کاروان دارم .خودش آمد رختخوابم را بست و گفت بلند شو مِیخواهم تو را ببرم.باز گفتم آخر پول ندارم.گفت برو بانک براِیت پول رِیخته ام.صبح رفتم دِیدم حقوق شهِید برقرار شده وبراِیم معوقه وارِیز کرده اند.