https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/76248
شناسه خبر: 76248
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۷:۰۱
نيکوکاري
راوی طاهره بی بی تارا: یادم می آید در زلزله استان گیلان که منطقه تخریب شده بود ، امیر به همراه دوستان و معلمش درس را رها کرده و برای کمک به زلزله زدگان گیلان مشغول جمع آوری کمکهای نقدی و غیرنقدی شدند و زمانی که صحنه زلزله را از تلویزیون می دید دلش می سوخت و حتی گاهی اوقات گریه می کرد و هر چه را که در منزل می دید می گفت : مادرجان ، این اضافی است ما که آن را لازم نداریم ، پس برای منطقه زلزله زده بفرستیم . خیلی برای بچه هایی که در زلزله والدین خود را از دست داده بودند می سوخت و گریه می کرد و چون خواهر نداشت به من می گفت : مادرجان ،بروید از این دختربچه هایی که والدین و اقوام خود را از دست داده اند بیاورید تا ما هم خواهر داشته باشیم که متأسفانه چندین جا را اقدام نمودیم اما نتیجه نگرفتیم .