https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/76748

شناسه خبر: 76748
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۷:۰۹

آخرين وداع با خانواده

راوی علیرضا رجبی: آخرین دفعه ای که حسین می خواست به جبهه برود . ساعت حدود 10:30 شب به درب خانه آمد . من مریض بودم و همسرم رفت و درب حیاط را باز کرد . همسرم دیده بود که حسین است . حسین گفته بود: دایی خانه است . همسرم گفته بود : بله دایی خانه است اما مریض است و خوابیده است حسین گفته بود: پس زن دایی بیدارش نکنید که مریض است و ناراحت می شود از قول من به دایی سلام برسان و بگویید من دارم به جبهه می روم . من بلند شدم و به درب حیاط رفتم و قتی به درب حیاط رسیدم دیگر حسین رفته بود.