https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/76775

شناسه خبر: 76775
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۷:۰۹

فکاهي شوخ طبعي

راوی زهرا ثابت خواه: یک روز حسین به خانة ما آمد و از بچه ها در مورد درسشان پرسید و دفترهای آن را نگاه کرد و گفت : آفرین . من به جبهه می روم و برمی گردم هر کس نمرة بیست بگیرد ، به ازای هر نمرة بیست ، بیست تومان به او می دهم. بچه ها خوشحال منتظر بازگشت دایی حسین از جبهه بودند تا اینکه از جبهه برگشت و به خانة ما آمد. دو مرتبه دفتر های بچه ها را نگاه کرد و یکی یکی ورق زد و به شوخی گفت : باز هم که بیست آوردی . ای بابا دایی جان من که گفتم همه را بیست بگیر . یکی را بیست و یک بگیر ، سی بگیر .