https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/77313
شناسه خبر: 77313
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۷:۱۷
ايثار و فداکاري
راوی زینب بیگم طبسی: یک مرتبه می خواستیم به همراه شوهرم از سبزوار به مشهد برویم هوای سرد زمستان بود ، یک جوانی را در کنار خیابان دیدیم. در آن هوای سرد کت و لباس گرم خودش را دارد از تنش در می آورد ، گفتم : چکار می کنی ؟ گفت : نمی بیند او از سرما دارد می لرزد ، می خواهم لباسهایم را به آن جوان هدیه کنم ، حیف نیست که او کنار خیابان بلرزد ما می رویم خانه و یکی دیگر می خریم ولی او را از سرما نجات داده ایم . لباس تنش را به او داد و ایثار خود را نشان داد.