https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/77596

شناسه خبر: 77596
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۷:۲۲

کرامات بعد از شهادت

گوینده: گل‌شاه آسوده ــــــــ پدر شهید: غلامرضا در روستایمان دختر یکی از اهالی مریض شده بود و او را به دکتر برده بودند اما پزشکان جوابش کردند و گفتند ببرید به منزل اگر شانسی خوب شد که شد و گرنه درمان ندارد یک شب مادر این دختر در خواب می‌بیند که درب منزلشان را می‌زنند او می‌رود درب را باز می‌کند می‌بیند سه نفر پشت درب ایستاده‌اند که یکی همین شهید عباس پسر من بوده و دو نفر دیگر هم لباس سبز پوشیده و یک قرآن هم در دست دارند بعد به او گفتنه بودند که برو به دخترت بگو بیاید و او گفته بود که مریض است نمی‌تواند اما آنها گفته بودند مرد دستش را بگیر بیاور و او می‌رود دست دخترش را می‌گیرد و می‌آورد دم درب بعداً عباس می‌گوید تو را دکترها جواب کرده‌اند اما یک صلوات بفرست شفاء پیدا می‌کنی فردا با او بر سر مزارم می‌آیی و فاتحه می‌خوانی و بعد دختر کاملاً حالش خوب شد. موضوع: 1- کرامات شهید بعد از شهادت 2- خواب و رویای دیگران در مورد شهید