https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/77816
شناسه خبر: 77816
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۷:۲۵
خاطرات سیاسی
به روایت از برات علی امیری : یادم هست برادرم محمد برایم تعریف میکرد که در اوایل انقلاب به زیارت امام رضا(ع) رفته بود در هنگام برگشتن از حرم مردم رادر حال تظاهرات میبیند وایشان هم به مردم می پیوندد. در آن لحظه ماموران شاه به مردم حمله می کنند و آنها نیز فرار می کنند عده ای از آنها که محمد هم همراهشان بوده به داخل کوچه بن بست می روند و در آنجا گیر می افتد. یکی از خانه های آنجا در کارگاهشان را باز می کند و آنها وارد کارگاه می شوند چون تعداد زیادی از مردم به آنجا آمده بودند جای نفس کشیدن نبود. محمد در آنجا نظری می کند که بعد از خلاص شدن از آنجا نذر خود را ادا میکند.