https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/78322

شناسه خبر: 78322
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۷:۳۳

امدادغیبی

به روایت از ربابه پرندی : در سن دوازده سالگی در ایام تعطیلی تابستان با گوسفندان شب به صحرا رفته بود. بعد از غروب ساعت هشت شب گوسفندان می خوابند و شهید هم در کنار گوسفندان به خوب می رود . نیمه های شب از خواب بیدار می شود و می بیند گوسفندان در کنار هم نیستند ، وحشت زده به این طرف و آن طرف می رود . ناگهان چشمش به گوسفندان می افتد که مشغول چرا بودند و شخصی نقاب بسته سوار بر اسبی سفید رنگ در میان گله ایستاده بود. شهید به طرف او می رود که با شهید چیزی نمی گوید.