https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/78455
شناسه خبر: 78455
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۷:۳۴
پیش بینی شهادت
به روایت از صاحب رضایی : فرزند عزیز شهیدم امین اله وقتی برای سومین مرتبه عازم جبهه بود در نزدیکی های پانزده شعبان بود که از او قول گرفتم برای عید ماه مبارک رمضان این جا باشد که گفت: زودتر می آیم، آنجا منظورش را نفهمیدم ، روز ششم ماه مبارک رمضان بعد از نماز صبح خوابیدم و در عالم خواب دیدم که : دامادمان در راهروی منزل دارد دو دستی بر سرش می زند و داد و بیداد می کند پرسیدم چه شده؟ چرا خودت را می زنی ؟ چه کار رفته؟ گفت: امین اله شهید شده پرسیدم کجاست؟ تا نگاه کردم دیدم یک ملحفه ایی روی جنازه ایی کشیده شده ملحفه را کنار زدم دیدم بله لباس هایی مانند لباسهای سربازی تنش است و در همان عالم خواب می دیدم با صدای دخترم که از راه رسید و گفت شما به دوره ی قرآن می آیید یا نه؟ از خواب بیدار شدم صبح ماه مبارک رمضان بود به یک مرتبه گفتم ای فاطمه جان خوب بود که آمدی می خواستم دستهایم را حرکت دهم بگویم الهی شکرت که بیدار شدم و بعد از گذشت دو سه روز جنازه ی فرزندم امین اله را آوردند.