https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/78456

شناسه خبر: 78456
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۷:۳۴

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2

به روایت از صاحب رضایی : بعد از شهادت پسر عزیزم امین اله خیلی بی تابی می کردم اصلا طاقت شهادتش را نداشتم به جایی رسیده بودم که آرزوی مرگم را می کردم تا این که یک شب در عالم خواب دیدم که امین اله آمد و بسیار سرحال و خندان هم است گفت: مادر جان چرا این قدر ناراحتی گفتم: خودت می دانی برای چی ناراحتم گفت: دیگر نبینم که این جور ناراحت هستی دفعه ی آخرتان باشد و دوباره ناراحتی ات را نبینم وگرنه شهادتم مورد قبول حق تعالی قرار نمی گیرد ناگهان از خواب پریدم و متوجه شدم که به کلی عوض شده ام مثل کوه صبری شده بودم به هیچ عنوان دیگر ناراحت نبودم.