https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/80772
شناسه خبر: 80772
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۸:۱۱
انتخاب اسم
زمانى که پسرم محمد به دنیاآمد آقاى یعقوبى به بیمارستان آمد بالاى سرم ایستاده بود و من را صدامى زد چشمانم را که باز کردم دیدم دستش را رو به آسمان دراز کرده و خدا را شکر مىنماید گفتم شما چه طورى و براى چه آمدى؟ دیدم دستش را بالا برد و گفت: باز از آن حرف هایى که خودت مىخواهى مىزنى، من فقط از خدا تشکر مىکنم. شما را سلامت مىبینم خدا پسرى به ما داده و اسمش محمد است، نام او را تغییر ندهى تا روزى که هم من را از بیمارستان آورد و بعد از 15 14 روز، دوباره به منطقه رفت فرزند بعدیمان که به دنیاآمد پسر بدر ایشان هم آن زمان حضور داشت اسم او را محمود گذاشت از منطقه که آمده بودند در بسیج نخریسى مدتى را مشغول به کار بود زمانى که پسر دیگرمان به دنیا آمد، ایشان از محل کارش آمد، گفت: خدا را شکر باز یک خدمتگزار به اسلام اضافه شد اینها مىتوانند اسلام را آبیارى کنند، اسلام را پرورش دهند. گفتم: حالا شما خودت براى اسلام خدمت گردى و اسلامى هستى، بس است. گفت: انشاءا... همه اسلامى باشند. زمانى که رفته بود شناسنامه براى پسرم بگیرد اسم او را محسن گذاشته بود وقتى آمد گفتم: چرا "محسن" گذاشتى؟ شما که مىخواستى اسم دیگرى براى او بگذارى. گفت: با خودم فکر کردم شما رنج زیادى در زندگى متحمل شدى زحمتهاى فراوانى را کشیدى. به خاطر اینکه از شفاعت حضرت زهرا )س( محروم نباشى اسم این پسر را محسن گذاشتم تا همیشه به یاد حضرت زهرا )س( باشى، گفتم: هر طور دوست دارى، حالا که به 61 علاقه دارى، خوب کارى کردى. مدتى را پیش ما بود ولى باز عازم منطقه شد.