https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/80831
شناسه خبر: 80831
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۸:۱۱
تواضع و فروتني
قبل از عملیات تکمیلی کربلای 5 آقای یزدی یک روز ظهر به سنگر ما آمد . غذایی داشتیم که در کنار سایر برادران همسنگر با ایشان خوردیم . آقای یزدی قبل از اینکه دیگران بلند شوند ظرفها را بشورند . برخاست و ظرفها را جمع کرد تا بشوید ، هر چه اصرار کردیم که این کار را شما انجام نده ، مهمان ما هستی ایشان قبول نکرد و قسم داد که مانع از کار ایشان نشویم . بعد از شستن ظرفها وقتی ایشان نشست من نگاهی به کمربند ایشان کردم و گفتم : آقای یزدی ، چه کمربند زیبایی داری ، گفت : اگر نظر شما را جلب کرده برای شما باشد . گفتم : نه ، من این حرف را نگفتم که شما کمربندت را به من بدهی . گفت: این غنیمت جنگی است و دوست دارم آن را به شما هدیه بدهم . من هم قبول کردم و هنوز هم آن را به عنوان یادگاری نگه داشته ام .