https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/81084

شناسه خبر: 81084
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۸:۱۵

روابط عاطفي با خانواده و دوستان يعد از شهادت

یادم است ماه محرم بود و هیچ کس در خانه نبود، من در خانه تنها بودم و داشتم برنامه ای را که تلویزیون از یک شهید شیمیایی پخش می کرد را تماشا می کردم. افراد صحبت کننده اشک می ریختند و من هم که دلتنگ مهدی شده بودم، رفتم عکس ایشان را برداشتم و شروع به گریه کردم. با عکس ایشان شروع به صحبت و درد دل کردم. می گفتم: ای کاش تو بودی، زیرا با بودن تو می توانستیم خیلی از مشکلاتمان را حل کنیم. در همین حین احساس کردم یک نفر از کنارم رد شد بعد دیدم یک کبوتر سفیدی توی ایوان منزل نشسته است. به نزد کبوتر رفتم، اما پرواز نکرد. در آن لحظه احساس کردم شاید این پرنده روح مهدی باشد که آمده است.